یکی بود یکی نبود ، سه تا پروانه خوب باهمدیگه رفیق بودن ، همدل و یار هم بودن ، اتحاد پروانه ها خیلی زیاد بود بچه ها ، با اینکه رنگ به رنگ بودن ، همه با هم یکدل بودن . یه روز توی باغستون ، یه هو دل آسمون گرفت ، ابراومد و بارون گرفت . پروانه ها هراسون ، می پریدن به هر سو ، تا اینکه از دور دورا ، دیدند جمعی از گلها ، رفتند جلو و گفتند : آهای گل سرخ رنگ ، ای گل ناز و قشنگ ، بارون می باره شر شر ، بالهای ما می شن تر ، خنده بکن، ناز بکن ، برگهاتو زود باز بکن ، تا وبلاگ شخصی چراغی...
ما را در سایت وبلاگ شخصی چراغی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 30
تاريخ: يکشنبه
26 شهريور
1402 ساعت: 19:03